اصول کاربردپذیری نیلسن: جاکوب نیلسن ۱۰ اصل ارزیابی قابلیت استفاده را تعریف کرده است — اصول کلی برای قابلیت استفاده — که به ایجاد تجربیات کاربری بهتر کمک میکنند. این اصول را میتوان بهعنوان قوانین سرانگشتی برای طراحی رابطهای کاربری در نظر گرفت که تعامل با آنها برای کاربران شهودی باشد.
اصول کاربردپذیری نیلسن: اصول ارزیابی قابلیت استفاده نیلسن اصول کلی هستند، نه دستورالعملهای خاص. این اصول باید شما را در ایجاد تجربهای کاربری هدایت کنند که برای افرادی که از وبسایت یا محصولات شما استفاده میکنند، شهودی و واضح باشد. هدف این است که رابط کاربریای ایجاد کنید که برای کاربران لذتبخش بوده و آنها را در مسیر خود بهطور واضح راهنمایی کند.
قابل مشاهده بودن وضعیت سیستم




قابل مشاهده بودن وضعیت سیستم به معنای این است که وضعیت سیستم چگونه بهخوبی به کاربران منتقل میشود. یک سیستم ایدهآل باید همیشه کاربران را از آنچه در حال وقوع است، از طریق بازخورد مناسب و در زمان معقول آگاه کند.
اصول کاربردپذیری نیلسن : اصل قابل مشاهده بودن وضعیت سیستم به این معناست که کاربران باید هنگام انجام یک اقدام، از وضعیت آن آگاه شوند. ارائه بازخورد فوری در پاسخ به اقدامات کاربران برای دستیابی به این هدف ضروری است. زمانی که کاربران اقدامی انجام میدهند و انتظار دارند که چیزی اتفاق بیفتد، باید از وضعیت آن اقدام مطلع شوند. بازخورد باید بلافاصله ارائه شود و میتواند از طریق گرافیکها، انیمیشنها یا صداها صورت گیرد.
چهار نوع بازخورد وجود دارد که یک سیستم خوب باید فراهم کند:
چه اتفاقی اخیراً افتاده است؟
کجا هستم؟
چه در حال رخ دادن است؟
چه اتفاقی قرار است بیفتد؟
نکته حرفهای! علاوه بر این، اصول ارزیابی دیگری وجود دارند که طراحان میتوانند برای ارزیابی رابط کاربری از دیدگاههای مختلف به آنها تکیه کنند. با درس «10 اصل روانشناختی جاکوب نیلسن» به درک بهتری از رفتار انسانها دست پیدا کنید.
هماهنگی بین سیستم و دنیای واقعی




هماهنگی بین سیستم و دنیای واقعی به این معناست که سیستم باید از زبان کاربران استفاده کند، با کلمات، عبارات و مفاهیم آشنا برای کاربر، نه اصطلاحات خاص سیستم.
استفاده از اصطلاحات فنی و تخصصی در طراحیها میتواند برای کاربران خوشایند نباشد. مطمئن شوید که کلمات، عبارات و اصول کاربردپذیری نیلسن : مفاهیمی که به کار میبرید برای کاربران آشنا است. شباهت به دنیای واقعی به کاربران کمک میکند که راحتتر به محیط جدید عادت کنند و احساس راحتی بیشتری داشته باشند. به عنوان مثال، نماد ذرهبین برای آیکن جستجو یا استفاده از دکمه “عضویت در جامعه” به جای “ثبتنام” را در نظر بگیرید.
نکته حرفهای! در برخی از حوزهها و مخاطبان خاص، استفاده از اصطلاحات فنی میتواند استثنا باشد. به عنوان مثال، محصولات حقوقی یا پزشکی بدون استفاده از اصطلاحات تخصصی دشوار خواهند بود.
کنترل و آزادی کاربر




کنترل و آزادی کاربر به این معناست که کاربران به طور طبیعی هنگام تعامل با سیستم ممکن است اشتباه کنند یا نظر خود را تغییر دهند و بخواهند اقدامی را لغو کنند. بسیار مهم است که یک «خروج اضطراری» فراهم کنید تا آنها بتوانند بدون نیاز به طی کردن مراحل پیچیده، از وضعیت ناخواسته خارج شوند.
اصول کاربردپذیری نیلسن: ما در نهایت انسان هستیم و ممکن است اشتباه کنیم یا در میانه تصمیمگیری، نظرمان را تغییر دهیم. زمانی که کاربران بدانند میتوانند یک اقدام ناخواسته را لغو کنند، احساس راحتی و اطمینان بیشتری خواهند داشت. اطمینان حاصل کنید که دکمه خروج به راحتی قابل شناسایی باشد و برچسب سادهای داشته باشد که هیچ شکی برای کاربران باقی نگذارد که با کلیک روی آن چه اتفاقی میافتد.
تداوم و استانداردها




تداوم و استانداردها در سراسر رابط کاربری شما به این معناست که کاربران هیچگاه شک نمیکنند یا تردید ندارند که آیا کلمات، موقعیتها یا اقدامات مختلف به یک معنی هستند یا خیر. استانداردهایی برای نحوه استفاده از هر عنصر در طراحی خود، از رنگها تا آیکنها، ایجاد کنید و این استانداردها را در سراسر سایت حفظ کنید.
چهار نوع تداوم وجود دارد که طراحان باید هنگام کار روی پروژههای خود به آنها توجه کنند:
- تداوم بصری: عناصری مانند دکمهها، منوها، برچسبها، فونتها و… که از نظر بصری ثابت و یکسان هستند، به کاربران کمک میکنند تا سریعتر با محصول آشنا شوند.
- تداوم عملکردی: کنترلها و اجزای مشابه باید عملکرد یکسانی داشته باشند. این باعث میشود که سیستم قابل پیشبینیتر شود و به کاربران احساس امنیت و راحتی بیشتری بدهد.
- تداوم داخلی: این نوع شامل تداوم بصری و عملکردی در داخل یک محصول خاص است.
- تداوم خارجی: این نوع شامل تداوم بصری و عملکردی در بین چندین سیستم/محصول است. به عنوان مثال، تمام محصولات گوگل از همان فونتها، آیکنها و رنگها استفاده میکنند و اجزای مشابه مانند نوار جستجو به شیوه مشابهی عمل میکنند.
جلوگیری از خطا




پیشگیری از خطا یکی از اصولی است که سیستمهای خوب باید بر اساس آن طراحی شوند. این اصل به جای تلاش برای اصلاح خطاها پس از وقوع، بر جلوگیری از آنها تمرکز دارد. با هدایت ملایم کاربران در طول مسیرشان، پیشنهادات مفید، تنظیمات پیشفرض هوشمند و اعمال محدودیتها در صورت لزوم (مانند پر کردن فیلدهای فرم)، تجربهای به مراتب بهتر و بدون خطا ایجاد کنید. در عین حال، باید امکان تغییر نظر کاربران را در طول مسیر فراهم کنید.
به طور کلی، دو نوع خطا وجود دارد که کاربران مرتکب میشوند:
- خطاهای اتفاقی: این خطاها زمانی رخ میدهند که کاربر قصد انجام یک کار را دارد اما به اشتباه کار دیگری انجام میدهد. به عنوان مثال، زمانی که “bisycle” تایپ میکنید به جای “bicycle”. برای جلوگیری از این نوع خطاها میتوانید از محدودیتهای ورودی، ارائه پیشنهادات مفید یا استفاده از فرمتهای ورودی انعطافپذیر بهره بگیرید.
- خطاهای عمدی: این خطاها به دلیل انتظار یا دانش نادرست کاربر از نحوه عملکرد سیستم اتفاق میافتند. به عنوان مثال، زمانی که کاربر میخواهد روی یک بنر غیرتعاملپذیر کلیک کند.
شناسایی به جای یادآوری




اصول کاربردپذیری نیلسن : اصل شناسایی به جای یادآوری به این معناست که باید همیشه بار حافظه کاربران را با نمایش واضح و قابل شناسایی اقدامات، عناصر و گزینهها کاهش دهیم. نباید از کاربران خواست که به یاد بیاورند هر دکمه چه کاری انجام میدهد. شناسایی بهتر و کارآمدتر از یادآوری عمل میکند. یک رابط کاربری آشنا، رابطی است که به راحتی قابل شناسایی باشد؛ بنابراین تا جایی که ممکن است، تعاملات و تجربیات دنیای واقعی را در طراحی خود منعطف کنید.
نکته حرفهای! این اصل ارتباط نزدیکی با تطابق با دنیای واقعی دارد، زیرا یک رابط کاربری آشنا همانطور که گفتیم، قابل شناسایی است.
انعطافپذیری و کارایی در استفاده




اصل انعطافپذیری و کارایی در استفاده به این معناست که سیستمها باید به اندازه کافی انعطافپذیر باشند تا نیازهای مختلف کاربران مبتدی و حرفهای را برآورده کنند. به طور پیشفرض، عملکردهای معمول را نمایش دهید و گزینههای پیشرفته را برای کاربران با تجربهتر نگه دارید.
برای مثال، میانبرها میتوانند انجام کارها را برای کاربران حرفهای راحتتر کنند، در حالی که راهنماییها و توضیحات واضح میتوانند به کاربران مبتدی کمک کنند تا همان کار را انجام دهند.
رابطهای کاربری انعطافپذیر همچنین این امکان را به کاربران میدهند تا ویژگیها را مطابق با نیازهای شخصی خود تنظیم کنند. مثلاً در فتوشاپ، کاربران میتوانند محیط کاری خود را شخصیسازی کنند و ابزارها و پنلهایی که بیشتر از همه استفاده میکنند را در دسترس داشته باشند.
طراحی زیبا و مینیمالیسم




اصل طراحی زیبا و مینیمالیستی به این معناست که رابطهای کاربری نباید حاوی اطلاعات یا المانهای غیرضروری باشند که به کاربر ارزش افزودهای ندهند. همانطور که استیو جابز گفته است: “طراحی فقط این نیست که چطور به نظر میرسد یا چطور احساس میشود. طراحی این است که چگونه کار میکند.” این گفته صحیح است، اما علاوه بر جذابیت بصری، یک طراحی زیبا و مینیمالیستی به اولویتبندی محتوا کمک میکند و مهمترین موارد را برجسته میسازد. با حذف هر آنچه که به کاربر در انجام وظایفش کمک نمیکند یا بدتر از آن، مانع رسیدن به هدف میشود، میتوان رابطهای کاربری را تمیز و کارآمد ساخت.
کمک به کاربران برای شناسایی و بازیابی از خطاها




برای کمک به کاربران در شناسایی و بازیابی از خطاها، سیستم باید کاربران را با زبان ساده و مختصر آگاه کند، مشکل را به وضوح نشان دهد و راهحلهایی ارائه دهد.
نباید کاربران را در برابر اشتباهاتشان بدون راهنمایی رها کنید. پیامهای خطا باید به وضوح توضیح دهند که چه مشکلی پیش آمده، چگونه میتوان آن را رفع کرد و چگونه به مراحل بعدی حرکت کرد. به کاربران راهکارهای مفید ارائه دهید و پیامهای خطا را به گونهای دوستانه و همدلانه بیان کنید.
کمک و مستندات

اصل ‘راهنمایی و مستندات’ به این معناست که سیستم باید امکان دسترسی آسان به اطلاعات اضافی را در زمانی که کاربر به آن نیاز دارد، فراهم کند. طراحی خوب باید آشنا و قابل فهم باشد، اما گاهی اوقات کاربران به کمی راهنمایی یا پشتیبانی نیاز دارند. بهترین روش این است که پیشگیرانه عمل کنید و زمانی که کاربران واقعاً درخواست راهنمایی میکنند، به آنها اطلاعات کمکی ارائه دهید، مانند راهنماهای تعاملی یا صفحات آموزشی ابتدایی. با این حال، بسیاری از کاربران ممکن است این قسمتهای آموزشی را رد کنند، بنابراین مهم است که اطمینان حاصل کنید مستندات راهنمایی یا پشتیبانی به راحتی در دسترس هستند زمانی که کاربران در حل مشکل دچار مشکل شوند و نیاز به راهنمایی داشته باشند. در نهایت، طراحی به گونهای باشد که نیاز به مستندات کمکی را کاهش دهد، اما با این حال آن را شامل کنید.
فرآیند ارزیابی هورستیک

نظریههای هورستیک نیلسن تنها یکی از مجموعههای اصول طراحی هورستیک هستند. اصول دیگری مانند هشت قانون طلایی شنایدمن و اصول مهندسی شناختی گرهاردت-پوالز نیز وجود دارند. بسته به نیاز محصول خود میتوانید اصول مناسب را انتخاب کنید. در اینجا نحوه استفاده از این اصول برای ارزیابی قابلیت استفاده آورده شده است:
- تعریف اهداف: مشخص کنید که کدام جنبههای رابط کاربری را برای مشکلات قابلیت استفاده ارزیابی میکنید.
- جمعآوری مواد: اسناد طراحی، پروتوتایپها و تحقیقهای کاربران را جمعآوری کنید تا زمینه و شرایط را درک کنید.
- انجام ارزیابیها: از ۳-۵ کارشناس بخواهید هر اصل هورستیک را ارزیابی کرده و مشکلات احتمالی را شناسایی کنند.
- ارزیابی مشکلات: از کارشناسان بخواهید شدت مشکلات را بر اساس تأثیر، فراوانی و میزان ناامیدی کاربران ارزیابی کنند.
- جمعبندی نتایج: تمام ارزیابیها را جمعبندی کرده و مشکلات مشترک را شناسایی و اولویتبندی کنید.
- تمام ارزیابیها را ترکیب کنید تا مشکلات مشترک را شناسایی کرده و اولویتبندی کنید.
- اشتراکگذاری نتایج: نتایج را با ذینفعان به اشتراک بگذارید تا با تغییرات لازم راهنمایی شوند.
نکته حرفهای: با شرکت در چالش تحلیل هورستیک، دانش خود را در ارزیابی هورستیک آزمایش کنید.